هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیست

هم موقع سفر چمدانم نبود و نیست

پشت سرم شب سفـــر آبــی نریخته اند

یعنی که هیچ  کس نگرانم نبود و نیست

رفتم و سخت معتقدم عشق لقمه ای است

کــه  هیـــچ  وقت قدر دهانــــم نبود و نیست

گفتند آفتاب تــو در پشت ابرهاست

ابری درآسمان جهانم نبود و نیست

انگار هیـــچ وقت بـــه دنیـــــــا نبوده ام

درهیچ جای شهر نشانم نبود و نیست

در دفتـــر همیشه نــــــوِ خاطرات ِ من

چیزی برای اینکه بخوانم نبود و نیست

قصدم نوشتن غزل است و نوشته هام

حتی شبیه آن به گمانم نبود و نیست

از: صادق فغانی





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : درهیچ جای شهر نشانم نبود و نیست، صادق فغانی، حتی شبیه آن به گمانم نبود و نیست، هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیست،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 29 خرداد 1391 :: نویسنده : امیر فیض آباد

تا ابد بغضِ منِ تب زده کال است عزیز

دیدن گریه ی تمساح محال است عزیز !

تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست

قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز

پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن

بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز !

ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن

فصل گل دادن نی ، فصل وصال است عزیز !

ماه من ! عکس تو در چشمه گل آلود شده

عیب از توست !…ببین ! چشمه زلال است عزیز !

دام گیسوی تو بی دانه شده ، می فهمی ؟!

امپراطوری تو رو به زوال است عزیز

عشق این نیست که بر گردن من حلقه زده

اینکه بر گردنم افتاده وبال است عزیز

چار فصل است دلم منتظر پاسخ توست

لعن و نفرین به تو و هرچه سوال است عزیز...!

 

از: صادق فغانی





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : چار فصل است دلم منتظر پاسخ توست، صادق فغانی، تا ابد بغضِ منِ تب زده کال است عزیز،
لینک های مرتبط :




کوچه سیزدهم
... نوشتن و اندیشیدن ، آزاد آزاد ...
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیر فیض آباد
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایت شما عزیزان از وبلاگ








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :