تبلیغات
کوچه سیزدهم - مطالب دیگران
 
جمعه 1 بهمن 1395 :: نویسنده : امیر فیض آباد

هوای حال من غم داره سخت

ولی از ابر و بارون خزون نیست

زمستون داره تو لحن تو انگار

که ابرش تو هزار تا آسمون نیست

هوام دلگیر نفس هام سرد دلم خون

یه عالم درد و دل دارم تو سینه

شب تار و غم یار دل زار

هوای بی می و ساقی همینه

چه بی تابانه بی تاب تب تو

چی بی رحمانه بی رحمی تو بیرحم

چه بی اندازه میخوام که تو باشی

چه با انگیزه میخونی که میرم

منو سازم منو سوزم منو آه

تو و جام پر از می که شکستی

منو حال خراب و این شرابو

تو و باده منو عادت به مستی

تو و باده منو عادت به مستی

من اینجا دلخوشیم رفته به بادو

تو موهات غرق رقصه روی این باد

سکوت شب کنار تو یه حرفه

سکوت تو چه احساسی به شب داد

چه بی تابانه بی تاب تب تو

چی بی رحمانه بی رحمی تو بیرحم

چه بی اندازه میخوام که تو باشی

چه با انگیزه میخونی که میرم

منو سازم منو سوزم منو آه

تو و جام پر از می که شکستی

منو حال خراب و این شرابو

تو و باده منو عادت به مستی

تو و باده منو عادت به مستی

 

شعر از: فراز حلمی

پی نوشت: این متن به مناسبت فاجعه " ساختمان پلاسکو " و شهادت شجاع مردان آتش نشان قرار گرفت ...

پیشنهاد میکنم آهنگ بی تابانه را با صدا علی زندوکیلی گوش کنید





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : بی تابانه، پلاسکو، ساختمان پلاسکو، هوای حال من غم داره سخت، تو و باده منو عادت به مستی، منو حال خراب و این شرابو، فراز حلمی،
لینک های مرتبط :


جمعه 16 مهر 1395 :: نویسنده : امیر فیض آباد

چگونه شرح دهم بت پرست یعنی چه؟

کسی که دل به تو یک عمر بست یعنی چه؟

 برای لحظه ی اول که دیدمت ناگاه

نخورده تجربه کردم که مست یعنی چه؟

 گذشتی و نگذشتم که خاطرت باشد

کسی که پای دلش مانده است یعنی چه؟

 گلایه می کند از گریه ام خدا اما

زمین نخورده بفهمد شکست یعنی چه؟

 تو را که ترک کنم تازه بعد می فهمی

که انتقام من و ضرب شصت یعنی چه؟

  از : الهام دیداریان





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : زمین نخورده بفهمد شکست یعنی چه؟، الهام دیداریان، که انتقام من و ضرب شصت یعنی چه؟، تو را که ترک کنم تازه بعد می فهمی، چگونه شرح دهم بت پرست یعنی چه؟، بت پرست،
لینک های مرتبط :


سیگارهای بهمنش را دوست دارم

بوی بد پیراهنش را دوست دارم

گفتند دیوانه! شنیدی .... زن گرفته

دیوانه ام ، حتی زنش را دوست دارم!!!


از: نفیسه بالی





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : دیوانه ام حتی زنش را دوست دارم، سیگارهای بهمنش را دوست دارم، شعر،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 بهمن 1394 :: نویسنده : امیر فیض آباد

دلم شکست..کجایی که نوشخند زنی؟

به یک اشاره دلم را دوباره بند زنی؟

دوباره وصله ای از بوسه های دلچسب ات

برین سفال ترک خورده ام به چند زنی؟

اگر به دست تو باشد چه فرق این یا آن؟

دمی ضماد گذاری... دمی گزند زنی

مباد دود دل من به چشم غیر رود

مخواه بیشتر آتش درین سپند زنی

منم که پیش تو از بید سر به زیرترم

تویی که طعنه به هر سرو سربلند زنی

دوباره همهمه افتاده است در کلمات

که در حوالی این شعر دیده اند زنی

زنی که وصفش در این غزل نمی گنجد

زن از حریر..از ابریشم..از پرند..زنی..

از: علیرضا بدیع





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : دلم شکست، علیرضا بدیع، دلم شکست..کجایی که نوشخند زنی؟،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 22 بهمن 1394 :: نویسنده : امیر فیض آباد

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی...
اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!
 
آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی..
 
پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی!
 
ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار!
هشدار! که آرامش ما را نخراشی..
 
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!
اندوه بزرگی ست چه باشی.. چه نباشی..

 

از: علیرضا بدیع





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : ماه و ماهیِ، علیرضا بدیع، تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی، اندوه بزرگی ست چه باشی.. چه نباشی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 بهمن 1394 :: نویسنده : امیر فیض آباد

گفته بودم بی تو می میرم ، ولی این بار نه

گفته بودی عاشقم هستی ، ولی انگار نه


هرچه گویی دوستت دارم ، به جز تکرار نیست

خو نمی گیرم به این ، تکرارِ طوطی وار نه


تا که پا بندت شوم از خویش می رانی مـــرا

دوست دارم همدمت باشم ، ولی ســــربار نه


دل فروشی می کنی ، گویا گمان کردی که باز

با غرورم می خرم آن را ، در این بازار نه


قصد رفتن کرده ای ، تا باز هـم گویم بمان

بار دیگر می کنم خواهش ، ولی اصرار نه


گه مـرا پس می زنی ، گه باز پیشم می کشی

آنچه دستت داده ام نامش دل است ، افسار نه


می روی اما خودت هم خوب می دانی عزیز

می کنی گاهی فرامـوشم ، ولی انکار نه


سخت می گیری به من ، با اینهمه از دست تـو

می شوم دلگیر شایــد نازنیــن ، بیزار نه


از: پریناز جهانگیر


پی نوشت: ممنون از دوست عزیزم که در کامنت ها اشاره کردند، این شعر از استاد شهریار نیست. ممنون





نوع مطلب : شعر، دیگران، شهریار، 
برچسب ها : افسار، شهریار، گفته بودم بی تو می میرم، ولی این بار نه،
لینک های مرتبط :


جمعه 29 آبان 1394 :: نویسنده : امیر فیض آباد

هر زمان فالی گرفتم "غم مخور" آمد ولی
این امید واهی حافظ مرا بیچاره کرد...





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : غم مخور، هر زمان فالی گرفتم،
لینک های مرتبط :


هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیست

هم موقع سفر چمدانم نبود و نیست

پشت سرم شب سفـــر آبــی نریخته اند

یعنی که هیچ  کس نگرانم نبود و نیست

رفتم و سخت معتقدم عشق لقمه ای است

کــه  هیـــچ  وقت قدر دهانــــم نبود و نیست

گفتند آفتاب تــو در پشت ابرهاست

ابری درآسمان جهانم نبود و نیست

انگار هیـــچ وقت بـــه دنیـــــــا نبوده ام

درهیچ جای شهر نشانم نبود و نیست

در دفتـــر همیشه نــــــوِ خاطرات ِ من

چیزی برای اینکه بخوانم نبود و نیست

قصدم نوشتن غزل است و نوشته هام

حتی شبیه آن به گمانم نبود و نیست

از: صادق فغانی





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : درهیچ جای شهر نشانم نبود و نیست، صادق فغانی، حتی شبیه آن به گمانم نبود و نیست، هم جا برای اینکه بمانم نبود و نیست،
لینک های مرتبط :


اگرچه از تو سرودن همیشه آسان نیست

دلم از اینکه سروده تو را پشیمان نیست

نبین به خنده من طرح بی خیالی را

همیشه گریه عاشق شبیه باران نیست

تو هیچ وقت به این فکر کردهای: دیریست

که آفتاب نگاهت کنار گلدان نیست

خدا کند که بمیرم و آخر اسفند

نبینم اینکه بهاری پس از زمستان نیست

کنار پنجره میپوسم و نمیآید

کسی که عابر معمولی خیابان نیست

به گیسوی تو گره خورده رشته عمرم

وگرنه نظم من آنقدرها پریشان نیست

از: مرتضی کردی





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : به گیسوی تو گره خورده رشته عمرم، مرتضی کردی، وگرنه نظم من آنقدرها پریشان نیست، اگرچه از تو سرودن همیشه آسان نیست،
لینک های مرتبط :


شنبه 26 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امیر فیض آباد

خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی

بشنــود یـک نفـر از نــامــزدش دل بــرده

مثـل یــک افـسر تحقـیق شـرافـتـمـنـدی

کـه بـه پـرونده ی جـرم پسرش بـرخورده

 

خسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ

بین دعوای پـدر مـادر خود گـم شده است

خستـه مثل زن راضـی شده به مهر طلاق

که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است

 

خسته مثـل پـدری کـه پسر معتـادش

غـرق در درد خمـاری شـده فـریـاد زده

مثل یک پیرزنی که شده سرباز عروس

پسـرش پیـش زنـش بـر سر او داد زده

 

خسته ام مثـل زنی حامله که ماه نهم

دکترش گفته به درد سرطان مشکوک است

مثل مردی که قسم خورده خیانت نکند

زنش اما به قسم خوردن آن مشکوک است

 

خسته مثل پدری گوشه ی آسایشگاه

کـه کسـی غیـر پـرستار سراغش نرود

خستـه ام بیشتر از پیـر زنـی تنهـا کـه

عیـد باشد نـوه اش سمت اتاقش نرود

 

خسته ام کاش کسی حال مرا می فهمید

غیر از این بغض که در راه گلو سد شده است

شـده ام مثل مریضی که پس از قطع امید

در پی معجزه ای راهی مشهد شده است

 

از: علی صفری





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : خسته ام، علی صفری، خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی، در پی معجزه ای راهی مشهد شده است،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
کوچه سیزدهم
... نوشتن و اندیشیدن ، آزاد آزاد ...
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیر فیض آباد
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایت شما عزیزان از وبلاگ








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :