تبلیغات
کوچه سیزدهم - ببین! سراغ مرا هیچ‌کس نمی‌گیرد
 
پنجشنبه 2 آبان 1392 :: نویسنده : امیر فیض آباد

تو کز نجابت صدها بهار لبریزی
چرا به ما که رسیدی همیشه پاییزی؟

ببین! سراغ مرا هیچ‌کس نمی‌گیرد
مگر که نیمه شبی، غصه‌ای، غمی، چیزی

تو هم که می‌رسی و با نگاه پُر شورت
نمک به تازه ‌ترین زخم‌ هام می ‌ریزی

خلاصه حسرت این ماند بردلم که شما
بیایی و بروی ، فتنه برنیانگیزی

بخند ! باز شبیه همیشه با طعنه
بگو که: آه! عجب قصه‌ی غم‌انگیزی

بگو که قصد نداری که اذیتم بکنی
بگو که دست خودت نیست تا بپرهیزی

ولی.. . ببین خودمانیم مثل هر دفعه
چرا به قهر، تو از جات برنمی‌خیزی؟

نشسته‌ای که چه؟ یعنی دلت شکست؟هم‌این؟
ببینمت... ولی انگار که اشک می‌ریزی

عزیز گریه نکن ، من که اولش گفتم:
تو از نجابت صدها بهار لبریزی

از: مهرداد نصرتی





نوع مطلب : شعر، دیگران، 
برچسب ها : ببین! سراغ مرا هیچ‌کس نمی‌گیرد، مهرداد نصرتی، تو از نجابت صدها بهار لبریزی، چرا به ما که رسیدی همیشه، پاییزی،
لینک های مرتبط :


شنبه 16 آذر 1392 01:39 ب.ظ
قشنگ بود، به دلم نشست. ممنون.
امیر فیض آباد

سه شنبه 5 آذر 1392 12:40 ب.ظ
OOooooofey che dele pori..
امیر فیض آباد

پنجشنبه 2 آبان 1392 10:36 ب.ظ
قوی نبود . می لنگید .
امیر فیض آباد

:)
پنجشنبه 2 آبان 1392 05:08 ب.ظ
به این میگن به مطلب خوب. خوشحال میشم باهم تبادل لینک داشته باشیم . دوست دارم مطالب جدیدت رو بخونم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


کوچه سیزدهم
... نوشتن و اندیشیدن ، آزاد آزاد ...
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیر فیض آباد
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایت شما عزیزان از وبلاگ








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :