تبلیغات
کوچه سیزدهم - باختی هستی خود بر سر می آیدها...
 
سه شنبه 16 آبان 1391 :: نویسنده : امیر فیض آباد

شبُ روزت همه بیدار

که آید شاید،

کور شد دیده بر این

کوره ره شایدها!

شاید -ای دل-

که مسیحا نفست

آمدُ رفت!

باختی هستی خود

بر سر می آیدها...

از: حسین پناهی





نوع مطلب : شعر، حسین پناهی، 
برچسب ها : باختی هستی خود بر سر می آیدها...، حسین پناهی، شبُ روزت همه بیدار،
لینک های مرتبط :


جمعه 30 تیر 1396 03:10 ب.ظ
This piece of writing will help the internet viewers for
building up new webpage or even a weblog from start to end.
دوشنبه 29 آبان 1391 01:42 ب.ظ
جا مانده است
چیزی
جایی
که دیگر هیچگاه
هیچ چیز
جای آنرا پر نخواهد کرد..
نه موهای سیاه
نه دندانهای سپید!
چهارشنبه 17 آبان 1391 01:51 ب.ظ
کاش یه بار ما بریم سراغ مسیحا نفسمون، همیشه منتظریم یکی دیگه یه کاری انجام بده...
امیر فیض آباد

آخ آخ آخ ...
ممنونم که بالاخره " یه نفر " هم عقیده بود با این انتظار دیگه بسه
چهارشنبه 17 آبان 1391 09:03 ق.ظ
مرسی مرسی
امیر فیض آباد

خواهش خواهش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


کوچه سیزدهم
... نوشتن و اندیشیدن ، آزاد آزاد ...
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیر فیض آباد
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایت شما عزیزان از وبلاگ








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :