تبلیغات
کوچه سیزدهم - آواره
 
یکشنبه 14 آبان 1391 :: نویسنده : امیر فیض آباد

دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟ 
دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟ 

تا ابد دور تو می‌گردم‌، بسوزان عشق کن‌ 
ای که شاعر سوختی‌، پروانه می‌خواهی چه کار؟ 

مردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود 
راستی تو این همه دیوانه می‌خواهی چه کار؟ 

مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! 
در دل من قصر داری‌، خانه می‌خواهی چه کار؟ 

خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین 
شرح این
 زیبایی از بیگانه می‌خواهی چه کار؟ 

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌ 
گریه کن پس شانه‌ی مردانه می‌خواهی چه کار؟ 

از: مهدی فرجی





نوع مطلب : شعر، مهدی فرجی، 
برچسب ها : آواره، مهدی فرجی، گریه کن پس شانه‌ی مردانه می‌خواهی چه کار؟، شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن‌، دوستت دارم پریشان‌، شانه می‌خواهی چه کار؟، دام بگذاری اسیرم‌، دانه می‌خواهی چه کار؟،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 09:47 ب.ظ
Wonderful work! This is the kind of information that are supposed to be shared around the net.
Disgrace on the search engines for not positioning this
post higher! Come on over and consult with my site .
Thank you =)
دوشنبه 9 بهمن 1391 03:45 ب.ظ
سلام
اومدم توو وبلاگت حالم عوض شد.
خیلی خوب بود.

ممنون
دوشنبه 29 آبان 1391 01:53 ب.ظ
میتوانی بروی قصه و رؤیا بشوی
راهی دورترین نقطه دنیا بشوی
ساده نگذشتم از این عشق خودت میدانی
من زمینگیر شدم، تا تو مبادا بشوی
آی.. مثل خوره این فکر عذابم میداد
چوب مارا بخوری ورد زبانها بشوی...
دوشنبه 15 آبان 1391 08:42 ق.ظ
بسیار دلنشین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


کوچه سیزدهم
... نوشتن و اندیشیدن ، آزاد آزاد ...
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : امیر فیض آباد
نویسندگان
نظرسنجی
میزان رضایت شما عزیزان از وبلاگ








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :